انیمیشن امروز

۰۵ شهریور

یک توضیح

چند روزی درگیر نصب نسخه جدید وردپرس بر روی سایت بودم. به علت اشتباهی که خودم مرتکب شدم و همچنین مشکلاتی که آخرین نسخه ی ورد پرس ایجاد کرده بود، ابتدا سیستم نوشتاری سایت آسیب دید و در نهایت هم متاسفانه از آرشیو انیمیشن امروز ، چند مطلب بصورت ناخواسته حذف شدند. خوشبختانه با کمک تیم حرفه ای وردپرس فارسی ، مشکلات برطرف شدند و من مجددا میتوانم سایت را بروز رسانی کنم. از همه ی دوستانی که در این یکی دو روزه با مراجعه به سایت انیمیشن امروز، با مشکلات عدم دسترسی به مطالب و یا ناخوانا بودن مطالب روبرو شدند عذر خواهی میکنم.

۰۵ شهریور

میازاکی و پونیو

حدود یک ماه پیش، شبکه تلوزیونی NHK ژاپن،به بهانه نمایش عمومی انیمیشن بلند پونیو روی صخره ی کنار دریا Ponyo on the Cliff by the Sea ، آخرین فیلم هایائو میازاکی Hayao Miyazaki ، فیلم مستندی در رابطه با زندگی و آثار میازاکی پخش کرد. سایت رسمی استودیو جیبلی www.ghibliworld.com خلاصه ای از مطالب این مستند را منتشر کرده است که توجه شما را به خواندن آن جلب می کنم.

دو سال پیش میازاکی طراحی نخستین کانسپت های پونیو را آغاز کرد. او با آبرنگ کار میکرد و سعی میکرد که ذهنش را برای طراحی آزاد بگذارد.هرچه که به ذهنش میرسیدرا بر روی کاغذ اجرا میکرد.او میگوید: هر زمان که من طراحی میکنم و هرآنچه که می کشم، به تدریج و اندک اندک قفل ذهنم باز میشود و خلاقیت آغاز میشود. میازاکی شعاری دارد. او میگوید:” به شعاع سه متر!” منظورش این است که او اغلب ازآدمها، اشیاء و چیزهایی که در اطرافش هستند برای طراحی الهام می گیرد.مثلا کاراکتر پونیو با الهام از فوکی ، دختر بچه ی یک سال و نیمه ی یکی از همکارانش خلق شده است.پس از اتمام کانسپت های اولیه، نوبت به طراحی استوری بورد میرسد. پس از اینکه چند صفحه  از استوری بورد طراحی شد، میازاکی در پایین آخرین صفحه از طراحی ها مینویسد: つづく ( ادامه دارد ) و در کنار آن هم اضافه می کند: همه منتظر صفحه های بعدی باشید! و بعد برای مدت چند روز و یا حتی چند هفته به ادامه ی داستان فکر می کند. علیرغم اینکه ممکن است از آغاز یک پروژه مدتی گذشته باشد،اما هیچ یک از اعضای تیم نمیدانند که داستان چگونه ادامه خواهد یافت! حتی خود میازاکی هم نمیداند! او اعتقاد دارد که این حالت انتظار و تعلیق حاکم بر فضای استودیو، اثر مطلوبی بر روند شکل گرفتن داستان دارد!

میازاکی شخصا تمام genga ها ( لغت ژاپنی برای طراحی های کلیدی) را بررسی میکند و حتی آنها را از اول می کشد . او می گوید: وقتی که من طراحی ها را اصلاح میکنم و خطوط را دوباره می کشم، آهسته آهسته میفهمم که آنها چه احساسی دارند،چه میگویند و به چه فکر می کنند. او صحنه ای را که در آن پونیو مجددا به نزد ساسوکه بر میگردد و آندو یکدیگر را در آغوش میکشند را بررسی می کند و تصاویر کلیدی را اصلاح میکند تا احساس دراماتیک بیشتری به آن بدهد. او میگوید: خطوط صحیح واقعا جای درست و صحیح خود را ( در تصاویر) دارند، باید آنها را پیدا کرد وگرنه کار به درستی انجام نمیشود.

از میازاکی سئوال میشود : چرا شما بعد از تکمیل و پایان یافتن تمام استوری بورد تولید را شروع نمیکنید؟ آیا از ابتدا خطوط اصلی داستان را در ذهن دارید؟ او پاسخ می دهد: از نظر من، اگر که ما یک خط داستانی تر و تمیز داشته باشیم و از آن استوری بورد تهیه کنیم، پلان های اصلی هرگز شبیه به استوری بورد از آب در نمی آیند! من اینطور نمیتوانم کار کنم. من فقط زمانی میتوانم بفهمم داستان چطور پیش میرود که یک ریل Reel از پلانهای انجام شده را ببینم و فقط با بررسی پلانهای طراحی شده است که میتوانم بگویم که پلانهای بعدی چگونه خواهند بود. او مثالی میزند: زمانی که  طراحی استوری بورد پونیو به مراحل نهایی رسید، قلم من کاملا متوقف شد. من میدانستم که داستان چگونه به پایان خواهد رسید و آنرا در استوری بورد اجرا کرده بودم. اما میدانستم که نمیخواهم داستان را دقیقا بر اساس استوری بورد پیش ببرم. من به دنبال چیزی تاثیر گذار و تکان دهنده تر برای سکانس پایانی بودم. حتی اگر آن چیز هیچ نقشی در روند شکل گیری داستان نداشته باشد!

بر همین اساس در پاییز ۲۰۰۷، و در مراحل پایانی کار، میازاکی تهیه استوری بورد را برای مدتی طولانی متوقف کرد. او احتیاج به تمرکز و تفکر بیشتری داشت. اما به دلیل عدم وجود استوری بورد، تولید نیز متوقف شد! جلسه ی اضطراری تشکیل شد و اعضای تیم از میازاکی خواستند تا سریعتر عمل کند…این نخستین بار نبود که میازاکی با مخاطره در شغلش روبرو میشد. در سال ۱۹۷۹ زمانی که او ۳۹ ساله بود تصمیم گرفت تا نخستین فیلم شخصیش را کارگردانی کند. فیلم (ルパン三世 カリオストロの城, Lupin III: The Castle of Cagliostro) ساخته شد و شکست سختی در گیشه خورد! پس از آن به مدت سه سال او پیش طرحهایی برای تولید فیلم های دیگری به استودیو ها ارائه میداد .پیش طرحهایی از قبیل : توتورو و یا شاهزاده خانم مونونوکه !اما هیچکدام از این پیش طرحها پذیرفته نمیشدند. ..

از او سئوال میشود: از اینکه به مدت سه سال از سوی صنعت انیمه در انزوا و بایکوت فرو رفته بودید چه احساسی داشتید؟ پاسخ میدهد: من یخ زده بودم. اما نمیخواستم تسلیم بشوم. با وجود اینکه هرگز تصور نمیکردم که شانس دوباره ای به من داده شود، عمیقا میخواستم که باز هم فیلم بسازم. این امکان کاملا وجود داشت که آرزو های من هرگز رنگ واقعیت به خود نگیرند. فیلم توتورو بالاخره ۱۳ سال بعد از این دوران ساخته شد! اما من فکر نمیکنم که سیزده سال زمان طولانی بوده باشد. در آن سالها من ایده ی فیلم را می پروراندم و آنرا پخته تر و کامل تر می کردم. به عنوان مثال وقتی که من یک خیابان یا یک شاهراه را می دیدم، با خودم فکر میکردم که این مکان میتواند بعنوان بک گراند در فلان صحنه ار توتورو استفاده شود . بنا بر این، در این ۱۳ سال من در واقع در حال زیبا تر و غنی تر کردن توتورو بودم.

روزی در طول آن سالهای سخت، دوستی که ویراستار یک Animage ( مجله ای که در رابطه با انیمه،مانگا و سرگرمی باشد) بود به نزد میازاکی آمد و از او خواست که یک مجموعه ی مانگا را طراحی کند. میازاکی بیکار بود و چاره ای بجز پذیرش این پیشنهاد نداشت. او آغاز بکار کرد و مجموعه ی Nausicaa را طراحی کرد. پس از یکسال این مجموعه ی مانگا از چنان شهرتی برخوردار شد که به میازاکی پیشنهاد ساختن انیمه ی آنرا دادند. فرصتی که میازاکی در جستجویش بود بالاخره بدست آمد. فیلم Nausicaa ساخته شد و در گیشه از فروش بسیار خوبی برخوردار شد و حتی به بازارهای بین المللی نیز راه یافت. در روزهایی که میازاکی به شدت درگیر ساخت این فیلم بود،مادر او پس از مدتها مبارزه با بیماری درگذشت و میازاکی حتی نتوانست در مراسم تدفین مادرش شرکت کند. اما اندوه درگذشت مادر با شیرینی پیروزی در ساخت فیلم برابری میکرد. میازاکی سرانجام در سن ۴۳ سالگی طعم موفقیت را چشید…

( منتظر انتشار قسمت دوم این مقاله در سایت جیبلی میمانیم)

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://www.ghibliworld.com

۰۵ شهریور

پیت داکتر ازUP میگوید

تقریبا تمام فیلمهای پیکسار به مقوله ی رابطه میپردازند. رابطه ی میان یک پدر و پسرش ( در جستجوی نیمو)، یک قهرمان و خانواده اش ( شگفت انگیزها ) و یا یک روبات تنها و تمام کهکشان ( Wall-E ). اما بنا به گفته ی پیت داکتر Pete Docter ( کارگردان) ، تازه ترین فیلم پیکسار که هم اکنون در دست تهیه است یعنی up ، ایده ای دقیقا برخلاف ایده ی فیلمهای پیشین را مطرح میکند. پیت داکتر کارگردان UP میگوید:

اصولا من آدمی نیستم که دوست داشته باشم تمام روزم را در کنار دیگران باشم. زمانهایی هستند که من واقعا دوست دارم تنها و به دور از دیگران باشم. این فیلم (UP ) چنین ایده ای را مطرح میکند. چیزی در این مورد که زمانهایی هست که ما دوست داریم به دور از همه کس و همه چیز باشیم.

برای کارل فردریکسن Carl Fredricksen پیرمرد هفتاد و هشت ساله ( شخصیت اصلی فیلم) آرزوی تنها بودن و به دور از دیگران بودن یک مرامنامه و یک هدف است.و این هدف از همان نخستین صحنه های فیلم ، یعنی وقتیکه او را میبینیم که صدها بادکنک پر از گاز هلیوم را به سقف خانه اش متصل میکند، به خوبی به تصویر کشیده میشود. تردیدی نیست که او در آسمان و در میان ابرها درجستجوی کمی سکوت و آرامش است. این آخرین تلاش یک پیرمرد برای وفا کردن به قولی است که به همسر از دست رفته اش داده است. همسری که همواره آرزو داشت که قله ی کوههای آمریکای شمالی را ببیند اما مرگ به او فرصتی نداد.

پیت داکتر با اشاره به این صحنه و همینطور صحنه ای که کارل ۷۸ ساله در کنار یک پسر بچه ی پیشاهنگ ۹ ساله بنام راسل Russel به جنگ با تبه کاران میپردازد میگوید:” اگر شما همین یک سکانس از فیلم را ببینید، تشویق به دیدن تمام فیلم خواهید شد.” او ادامه میدهد: ” کارل یک بادکنک فروش است و زمانی که متوجه میشود که خانه اش به خطر افتاده، تمام ذخیره ی بادکنک هایش را پر از گاز هلیوم میکند و با آنها خانه اش را بر فراز شمال امریکا به پرواز در میاورد و این تصویر کلی فیلم ماست. شرح دادنش کمی مشکل است. چرا که این فیلم یک فیلم بسیار پرتحرک و همزمان بسیار احساساتی است. بصور خارق العاده ای شاعرانه است و چندان بر اساس منطق پیش نمیرود.

به عقیده ی پیت داکتر علیرغم اشارات پیشینش “در این فیلم هم میتوان رد پایی از رابطه و ارتباط را پیدا کرد. ارتباط با کسی که او را دوست میداریم اگرچه که او دیگر در کنار ما نیست . و همینطور ارتباط با تمام دنیا، درست در زمانی که دنیا به ما میگوید که دیگر تاریخ مصرفمان تمام شده است! UP به نوعی داستانیست در مورد نسل قدیم، در مورد پدر بزرگهای ما. این فیلم یک عاشقانه ی ناتمام است. فیلمی که از مردی میگوید که عاشقانه همسرش را دوست دارد و زمانی که همسرش از دنیا میرود او احساس میکند که هنوز آنچه را که از عشق میتوانسته به همسرش هدیه کند به تمام و کمال انجام نداده است. رابطه پیرمرد با پسر بچه نیز به تدریج شکل میگیرد و آندو به مرور در میابند که نیازمند یکدیگر هستند و تا رسیدن به هدف نهایی به یکدیگر کمک میکنند.”

در مورد تکنیک تولید فیلم پیت داکتر توضیح میدهد: “UP نیز مانند سایر فیلمهای آینده ی پیکسار به شیوه ی Ultimate 3D تولید میشود ( در برخی از سینماها میتوان فیلم را با عینک های مخصوص بصورت سه بعدی تماشا کرد). اما برخلاف فیلم آینده ی دریم ورکز یعنی “هیولاها در برابر بیگانگان” که کلا به این شیوه رندر میشود، UP ابتدا به شیوه ی معمول تولید میشود و در انتها به  ۳D تبدیل میشود.”

او برای توضیح تفاوت فیلمهای تولید شده به  این شیوه با فیلمهای قدیمی یک دستش را بر روی چشمش میگذارد و میگوید: اگر شما فقط با یک چشم به این فیلمها نگاه کنید بلافاصله متوجه تفاوت خواهید شد. UP و فیلمهای بعدی ما ( استریوی تصویری) هستند!

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع:http://www.mtv.com

۰۵ شهریور

انیمیشن برای بزرگسالان-بخش آخر

…این روزها فیلمسازان مستقل نیز با یک یا چند کامپیوتر خانگی و تیمی حداکثر متشکل از ۱۰ نفر به تولید فیلمهای بلند انیمیشن می پردازند….

یکی از این فیلمسازان مستقل و تازه نفس نینا پلی Nina Paley است که فیلم انیمیشن بلند او به نام سیتا بلوز میخواندSita Sings the Blues امسال در جشنواره ی معتبر انسی برنده ی جایزه ی بهترین فیلم بلند شد. داستان فیلم الهام گرفته از ماجرای جدایی کارگردان این فیلم از همسرش، افسردگی او تا مرز خودکشی و ترکیبی از این ماجرا با افسانه های خدایان هندی و همراه با چاشنی موسیقی هندی و جز Jazz امریکایی است. سیتا بلوز میخواند تماما توسط شخص نینا پلی ، به تنهایی و در طول پنج سال ساخته شده است. نسخه ی نهایی این فیلم توسط یک کامپیوتر مک اینتاش خانگی رندر شده و کل فیلم هزینه ای تنها در حدود ۲۰۰۰۰۰ دلار در بر داشت. بجز نینا پلی ،دنیای انیمیشن مستقل امریکایی این روزها شاهد حضور قدرتمندانه ی مستقل های دیگری نیز هست. کسانی چون : بیل پلیمپتون Bill Plympton ، پال فیرلینگر Paul Fierlinger ، تاتیا روزنتال Tatia Rosenthal و دن کنیموتو Dan Kanemoto

همزمان با حضور و درخشش مستقل ها در عرصه ی انیمیشن، فیلمسازان مستقل در دنیای فیلم زنده نیز بیش و کم به تولیدانیمیشن پرداخته اند. بارز ترین نمونه از این گروه، برادران واچووسکی Wachowski brothers هستند که موفقیتهای مجموعه ی متریکس Matrix را تا تولید یک فیلم انیمیشن بلند و اپیزودیک( در ژاپن) به نام انیماتریکس Animatrix و با نگاهی به همان فلسفه ی نهفته در فیلمهای متریکس ادامه دادند. فیلمساز دیگری که میتوان به او در این زمینه اشاره کرد کوئنتین تارنتینو Quentin Tarantino است که برای غنا بخشیدن به بیان تصویری در بخشهایی از فیلم بیل را بکش Kill Bill از انیمیشن استفاده کرد. حتی فیلمسازان مستند نیز به قابلیتهای پدیده ی انیمیشن و امتیازات آن برای بیان هرچه بیشتر و بهتر ایده های فیلمسازان پی برده اند. از بهترین نمونه ها از گروه فیلمهای مستندی که با کمک انیمیشن ساخته شده اند میتوان به فیلم Chicago 10 به کارگردانی برت مورگن Brett Morgen ، بولینگ برای کلمباین Bowling For Columbine ساخته ی مایکل مور Michael Moore و بالاخره Super size me به کارگردانی مورگان اسپورلاک Morgan Spurlock اشاره کرد.( در واقع ایده ی استفاده از انیمیشن در فیلمهای مستند به دهه ی ۱۹۴۰ و استودیوی دیزنی برمیگردد. در آن زمان و در فیلم Victory Through Airpower دیزنی برای به تصویر کشیدن تاثیر قدرتمند ناوگان هوایی در جنگهای زمینی از انیمیشن استفاده کرد)

مطابق معمول، آخرین گروهی که به واقعیت پی میبرند استودیوهای بزرگ تولید کننده ی فیلم در امریکا هستند! مدیران استودیو ها بالاخره و در سالهای اخیر به تغییر ذائقه ی مخاطبان انیمیشن و تمایل انها به دیدن فیلمهای جدی تر پی برده اند و مجوز ساخته شدن فیلمهای اینچنینی را صادر کرده اند. فیلمهای عروس مرده Corpse Bride ، بیوولف Beowulf و  A Scanner Darkly شاهدی بر این مدعا هستند. دو فیلم انیمیشن بزرگسالانه ی دیگر نیز بزودی در نوبت اکران قرار خواهند گرفت: کورالاین Coraline ساخته ی هنری سلیک Henry Selick و  ۹ ساخته ی شین آکر Shane Acker

تعداد فیلمهای انیمیشن مستقل و بزرگسالانه ای که در دهه ی گذشته ساخته شده اند بتنهایی بیش از تمام فیلمهای مستقل ساخته شده در تمام دوران تاریخ انیمیشن است. اما هنوز تلاش و کار زیادی لازم است تا پدیده ی انیمیشن بتواند از پوسته و قالب انحصاری ( سرگرمی برای کودکان) بیرون بیاید. به جرات میتوان گفت که انیمیشن وارد مرحله ی تازه ای از تاریخ خود شده است که تواناییها و قابلیت های آن بطور فزاینده ای در حال کشف شدن هستند. گویی که پدیده ی انیمیشن دوباره در حال متولد شدن است.

در مورد نویسنده ی مقاله: عمید عمیدی Amid Amidi، نویسنده، محقق و پیشرو در زمینه ی مباحث تئوریک در انیمیشن است . او در سال ۲۰۰۶ جایزه ی معتبر Theatre Library Association Award را بخاطر نوشتن کتاب Cartoon Modern: Style and Design in Fifties Animation دریافت کرد. او همچنین نویسنده ی کتاب The Art of Robots در باره ی فیلم Robots محصول کمپانی fox و  ویراستار کتاب Inside UPA است که به بررسی تاریخچه ی استودیوی UPA میپردازد. او با همکاری جری بکJerry Beck سایت معروف و صاحب نام Cartoon Brew را اداره میکنند.

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://www.filminfocus.com

۰۵ شهریور

انیمیشن برای بزرگسالان-بخش دوم

در اواخر دهه ی شصت و اوایل دهه هفتاد رالف باکشی Ralph Bakshi ، یک انیماتور مستقل دیگر ، دنیای انیمیشن امریکایی را تکان داد. او که در حومه ی پرآشوب و خشن بروکلین بزرگ شده بود  ، با اینکه تحصیلات آکادمیک هنری نداشت، مصمم بود که به هر طریق ممکن فیلم بلند انیمیشن بسازد. او موفق شد تا در فاصله ی سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۲ ، ۹ فیلم انیمیشن بلند بسازد و در هرکدام از فیلمهایش بارها و بارها قراردادهای رایج و خسته کننده ی فیلمهای انیمیشن امریکایی را زیر پا گذاشت و بینندگانش را غافلگیر کرد. باکشی نخست در استودیوی تری تونز  Terrytoons با دنیای انیمیشن آشنا شد و تعلیم دید. تری تونز یک استودیوی نه چندان شاخص نیویورکی بود که بخاطر ساخت ساخت آثار متوسطی چون مایتی ماوس Mighty Mouse و هکل و جکل  Heckle & Jeckle شناخته میشد. باکشی با استفاده از تکنیکهایی که در تری تونز آموخته بود اقدام به ساختن فیلمهایی جسارت آمیز و بی پروا در مورد جامعه ی شهری امریکایی کرد.

نخستین فیلمی که او ساخت فریتز گربه Fritz the Cat، اقتباسی بود از کتابی به همین نام نوشته ی رابرت کرامب. باکشی در مورد این فیلم میگوید: “در داستان حیواناتی وجود دارند که نمادی از انسانها هستند. آنها درست مانند انسانها زندگی میکنند و حتی روابط جنسی آنها نیز در داستان و فیلم مطرح میشود. این دقیقا همان نوع انیمیشنی بود که من میخواستم بسازم .از نظر من این کار با بهترین آثار تری تونز رقابت می کرد.”

باکشی در فیلمهای بعدیش (Heavy Traffic (1973 و ( Coonskin (1975 موضعی انعطاف ناپذیرتر و سرسختانه تر اتخاذ کرد و چنان مسائل نژادی، جنسی،سیاسی و اجتماعی را یه سخره گرفت و به تصویر کشید که تا پیش از آن هرگز در فیلمهای انیمیشن امریکایی دیده نشده بود. با اینحال فضای متفاوتی که باکشی و پیش از او جان هابلی سعی در ایجادش در انیمیشن امریکا داشتند، پیش از آن در خارج از مرزهای ایالات متحده تجربه شده بود. فیلمهای انیمیشن در خارج از امریکا همواره تجربه گرا تر و در فرم و بیان انعطاف پذیرتر بوده اند. در حقیقت در نخستین فیلم بلند انیمیشن تاریخ، یعنی فیلم آرژانتینی El Apóstol چنان سیاستهای وحشیانه ی رئیس جمهور هیپولیتو Hipolito به طنز کشیده شد که تمام نسخه های این فیلم جمع آوری و نابود شدند! در نخستین فیلم انیمیشن بلند انگلیسی یعنی مزرعه ی حیوانات (۱۹۵۴) که اقتباسی بود از کتابی به همین نام نوشته ی جورج ارول George Orwell، جامعه ای مجازی از حیوانات به تصویر کشیده میشود که دست به انقلابی شبه کمونیستی در برابر ارباب دائم الخمرشان میزنند. هنرمندان ژاپنی نیز بیکار ننشسته بودند و به اندازه ی سایر انیماتورها در نقاط دیگر دنیا دست به تجاربی در ساخت فیلمهای متفاوت انیمیشن می زدند. نگاه آزاد اندیشانه ی کشور ژاپن به هنر و از جمله به انیمیشن در فیلمهای بلند اوسامو تزوکا Osamu Tezuka و فیلمهای کوتاه یوجی کوری Yoji Kuri در سالهای دهه ی ۶۰ و ۷۰ بخوبی نمایان بود. اما رنسانس واقعی هنر انیمیشن در ژاپن از اوایل دهه ی هشتاد آغاز شد. یعنی زمانی که کارگردانان بخوبی پی بردند که ظرفیتهای روایی و تصویری هنر انیمیشن به واقع بی انتهاست. میخواهید فیلمی در رابطه با وحشت از یک جنگ اتمی ببینید؟ چرا که نه؟ فیلم انیمیشن ( Grave of the Fireflies (1988 اثر ایسائو تاکاهاتا Isao Takahata را ببینید. در جستجوی یک فیلم هیجان انگیز و مکاشفه ای در باب آینده هستید؟ ( Akira (1988 ی کاتسوهیرو اوتومو Katsuhiro Otomo را انتخاب کنید.

El Apóstol

در سالهای اخیر کارگردانانی چون ساتوشی کن Satoshi Kon ، مامورو اوشی Mamoru Oshii، هایائو میازاکی Hayao Miyazaki و ماساکی یواسا Masaaki Yuasa دایره ی موضوعات مورد استفاده در فیلمهای بلند انیمیشن را هرچه گسترده تر کرده اند. مکاشفات روانشناسانه، آرامش در آینده ی بشریت، و فلسفه های شرقی از جمله مباحثی هستند که در انیمیشن های ژاپنی مطرح میشوند و مشابهی نیز در انیمیشنهای سایر کشورها ندارند. با اینحال با موجی که ژاپنیها در ساخت فیلمهای انیمیشن بلند روشنفکرانه ایجاد کردند، سایر کشورهای عمده ی تولید کننده ی انیمیشن نیز تشویق شدند تا وارد عرصه ی رقابت در تولید چنین فیلمهایی شوند.فرانسویها بعد از ژاپنیها پیشگام در تولید انیمیشنهای ویژه ی بزرگسالان هستند. آنها با تولید مجموعه فیلمهایی چون: سه قلوهای بله ویل ( Triplets of Belleville (2003، رنسانس  ( Renaissance (2006، پرسپولیس (Persepolis (2007 و  وحشت از تاریکی  ( Fear(s) of the Dark (2007 نام و آوازه ی فرانسه را در تولید انیمیشنهای مستقل بر سر زبانها انداختند. انیمیشنهای بلند و مستقل دیگری نیز از کشورهای دیگر در راهند . مثلا فیلم Princess از کشور دانمارک، محصول سال ۲۰۰۶ که به داستان کشیشی میپردازد که به انتقام جویی از مرگ دخترش ( که در بارها برهنه میرقصیده!) بر میخیزد و یا فیلم Free Jimmy محصول سال ۲۰۰۶ از کشور نروژ که به سفر طولانی مدت یک فیل معتاد به مواد مخدر میپردازد. لهستان با فیلم The District و کره با فیلم Aachi and Ssipak نیز از قافله عقب نمانده اند.

تمام این فیلمها در یک نکته مشترک هستند و آن بودجه ی نسبتا کم و متعادلی است که در مقایسه با تولیدات استودیو هایی چون دیزنی و دریم ورکز به مصرف میرسانند. این تمایل به تولید فیلمهای ارزان و کم هزینه با حضور دوباره ی فیلمسازان مستقل در ایالات متحده به اوج خود رسیده است. اگر در استودیو های بزرگ با صرف میلیونها دلار هزینه و صدها عضو تیمهای مختلف یک فیلم تولید میشود،این روزها فیلمسازان مستقل نیز با یک یا چند کامپیوتر خانگی و تیمی حداکثر متشکل از ۱۰ نفر به تولید فیلمهای بلند انیمیشن می پردازند.

پایان بخش دوم

مترجم: مهبد بذرافشان

منبع: http://www.filminfocus.com

who's online
Austin SEO
Austin SEO

© 2008 انیمیشن امروز | (RSS) مطالب و (RSS) نظرات

Your Indexلوگوی وردپرس